داستان_برات میمیرم
27 آبان 1396 توسط ریحانه الحسین
#برات میمیرم قسمت سوم از صحبتهای شان فهمیدم اجاز ه می خواست که حضوری برای معارفه بیایند… باورم نمی شد… چطور میشد یک نفر به این سرعت و بدون مقدمه و پیگیری راضی شده بیاد خواستگاری ؟! نکنه ریگی به کفش باشه… !!؟؟ از یک طرف از ذوق پر… بیشتر »