داستان_برات میمیرم
29 آبان 1396 توسط ریحانه الحسین
#برات_میمیرم قسمت چهارم پدرم آدم بی منطقی نبود… فقط اینکه خبر نداشت دخترش شیدا شده و خواستگاری کرده….. منو پیشش نشاند و دستمو گرفت…. یک بوسه به پیشانیم زد و گفت: دخترم من هیچ وقت شما رو برای کاری مجبور نکردم… همیشه سعی کردم هر… بیشتر »