بِنتُ الزهرایی

  • خانه 

داستان_برات میمیرم

29 آبان 1396 توسط ریحانه الحسین
​#برات_میمیرم قسمت چهارم پدرم آدم بی منطقی نبود… فقط اینکه خبر نداشت دخترش شیدا شده و خواستگاری کرده….. منو پیشش نشاند و دستمو گرفت…. یک بوسه به پیشانیم زد و گفت: دخترم من هیچ وقت شما رو برای کاری مجبور نکردم… همیشه سعی کردم هر… بیشتر »
 نظر دهید »
آبان 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

بِنتُ الزهرایی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس